مدیریت دبیرستان سلام دیباجی
نمایش 1 - 1 از 1 نتیجه

مدیریت دبیرستان سلام دیباجی

مهندس بهزاد امانی

 

مدیریت دبیرستان سلام دیباجی

 

متولد سال 1350

مدرک تحصیلی :مهندسی عمران

1- مربی تربیتی دبیرستان امام خمینی منطقه 16 از سال 1369 تا 1372
2- معاون پرورشی دبیرستان انرژی اتمی از سال 1372 تا 1375
3- مسوول پایه اول دبیرستان انرژی اتمی از سال 1378 تا 1381
4- مدیر دبیرستان سلام منطقه 3 از سال 1381 تاکنون
5- مسوول بخش 3 مدارس غیر دولتی منطقه 3 آموزش و پرورش شهر تهران از سال 1384 تا 1390
6- مدیر اجرائی مسابقات پژوهشی سلام کاپ وکمیسیون پژوهش و IT مجموعه مدارس سلام از سال 1384 تا 91
7- مدیر اجرائی مسابقات ورزشی مجموعه مدارس سلام در سال 1388
8- مدیر عامل مجموعه مدارس سلام از سال 1391 تا کنون
9- عضو هیأت مدیره و هیأت موسس مجموعه مدارس سلام
10- عضو هیأت امنا حسینه چهارده معصوم (ع) 
11- عضو اجرائی و مسوول فرهنگی کاروان حج در سال های 1385 و 1387
12- مشاور ارشد آموزشی موسسه الگوی توسعه نمونه از سال 1379 تا 1384
13- مسوول روابط عمومی موسسه الگوی توسعه نمونه از سال 1380 تا 1385
14- دبیر دروس معارف اسلامی و قرآن دبیرستان انرژی اتمی در سالهای 74، 75 ، 78 ، 79 ، 80 و81
15- دبیر دروس معارف اسلامی و قرآن دبیرستان سلام دیباجی از سال 81 تا 88
16- سفر تحقیقی آموزشی بازدید مدارس ژاپن سال 1385
17- سفر تحقیقی آموزشی بازدید مدارس روسیه سال 1389
 
***********************

در مجالي كه برايم باقي‌ست ، باز همراه شما مدرسه‌اي مي‌سازيم ، كه در آن همواره، اول صبح ، به زباني ساده، مهر تدريس كنند،

و بگويند خدا ، خالق زيبايي، و سراينده‌ي عشق، آفريننده‌ي ماست.

مهربان‌ست كه ما را به نكويي ، دانايي ، زيبايي ، و به خود مي‌خواند

جنتي دارد نزديك، زيبا و بزرگ ، دوزخي دارد، به گمانم ،  کوچك و بعيد

در پي سودا نيست ، كه ببخشيد ما را ، و بفهماندمان ، ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست

در مجالي كه برايم باقي‌ست

باز همراه شما مدرسه‌اي مي‌سازيم

كه خرد را با عشق ، علم را با احساس و رياضي را با شعر ،  دين را با عرفان ، همه را با تشويق، تدريس كنند...

لاي انگشت كسي ، قلمي نگذارند ، و نخوانند كسي را حيوان ، و نگويند كسي را كودن ، و معلم هر روز ، روح را حاضر و غايب بكند

و به جز ايمانش ، هيچ كس چيزي را حفظ نبايد بكند ، مغزها پر نشود جون انبار، قلب خالي نشود از احساس ، درس‌هايي بدهند كه به جاي مغز، دل‌ها را تسخير كند.

از كتاب تاريخ، جنگ را بردارند، در كلاس انشا، هركسي حرف دلش را بزند ،((غيرممكن)) را از خاطره‌ها محو كنند ، تا كسي بعد از اين ، باز همواره نگويد ((هرگز)) ، و به آساني همرنگ جماعت نشود.

×××

زنگ نقاشي تكرار شود ، رنگ را در پائيز تعليم دهند ، قطره را در باران، موج را در ساحل ، زندگي را در رفتن و برگشتن از قله‌ي كوه

و عبادت را در خدمت به خلق...

كار را در كندو ، و طبيعت را در جنگل و دشت ، مشق شب اين باشد: كه شبي چندين بار، همه تكرار كنيم:

عدل

آزادي

قانون

شادي ...

امتحاني بشود ، كه بسنجند ما را تا بفهمند چقدر

عاشق و آگه و آدم شده‌ايم ، در مجالي كه برايم باقي‌ست ، باز هم همراه شما مدرسه‌اي مي‌سازيم ،كه در آن آخر وقت ، به زباني ساده

شعر تدريس كنند...

و بگويند كه تا فردا صبح

خالق عشق نگهدار شما

مهندس بهزاد امانی